حضرت آدم ع در شعر حافظ
حافظ از قصه های قرآن به خصوص داستان پیامبران به یک میزان نیست .در این مقاله سعی شده است تلمیحات در حوزۀ داستان پیامبرانی بیان شود که بیشترین بسآمد آماری را در دیوان او دارد. حافظ از عناصر و مضامین قصه های قرآنی پیامبرانی چون حضرت آدم (ع)، حضرت یوسف(ع)، حضرت سلیمان (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی (ع)، داود و خضر سود جسته و اثر خود را با تلمیحاتی ظریف به این قصه های قرآنی پیوند زده است. و ضمن به کار گرفتن شخصیت ها و حوادث بر جستۀ داستان پیامبران، از آنها برای بیان اندیشه ها و افکار و تصویرهای شاعرانه خود بهره گرفته است.
داستان آدم (ع)
داستان آدم در قرآن مجید، در ضمن سوره بقره، اعراف، حجر، طه و ص بیان شده است. اکثر شاعران به نوعی از عناصر و مضامین داستان حضرت آدم در اشعار خویش بهرهبردهاند. مهمترین عناصر و مضامینی که از داستان قرآنی حضرت آدم، در حوزۀ تلمیحات در خدمت بیان افکار و اندیشه و عواطف حافظ قرار گرفته است عبارتند از: میوه ممنوعه،کرامت آدم، وسوسه شیطان،گریه و توبۀ آدم، هبوط از بهشت، پیمان الست.
الف: میوه ممنوعه(دانه، گندم)
اگر بخواهیم حوادث داستان آدم را بر اساس طرح و هستۀ داستان بررسی کنیم، این بخش از داستان از آن جا شروع می شود که خداوند متعال به آدم دستور داد که با همسر خود در بهشت بیارمید و بخورید آنچه را که می خواهید؛ اما به آن درخت (هذه الشجره) نزدیک نشوید در غیر این صورت از ستمگران خواهید؛ شد. (بقره: 34-35)
این درخت ممنوعه یا به تعابیر دیگری دانه گندم که راهزن آدم می شود در شعر فارسی بازتاب گسترده ای دارد. در شعر حافظ این مضمون و عنصر داستانی این گونه بیان شده است.
خال مشکین که بدان عارض گندم گونت
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست (غزل:57)
پدرم روضه رضوان بدو گندم بفروخت
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم (غزل: 340)
ب: وسوسه شیطان و عصیان حضرت آدم
آدم و همسرش حوا با شادکامی و شادی در بهشت میگذراندند و همۀ اسباب عیش را مهیا داشتهاند ولی به او گفته شده بود فقط از یک درخت نخورند. شیطان که بهخاطر سجده نکردن در برابر انسان مطرود و رجیم درگاه حق شده به او رشک می ورزید و با او رقابت می کرد. وسوسه جاودانگی در بهشت را دامی قرار میدهد و آدم و حوا گرفتار وسوسۀ او می شوند و به طمع جاودانگی از امر الهی عصیان می ورزند، «و عصی آدم رَبَّه فَغوی» (طه: 121) «آدم از امر پروردگارش سرپیچی کرد و گمراه شد» حافظ در تلمیحی ظریف به این واقعه این گونه میسراید:
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم (غزل: 367)
نه من از پرده تقوی به در افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت (غزل: 489)
جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد
ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی (غزل: 80)
حافظ در این ابیات علاوه بر تلمیحی که به شخصیت ها و مضامین داستان حضرت آدم دارد، به نوعی آن را در خدمت تفکر و اهداف خود از جمله موعظه و نصیحت و ناگزیر بودن از گناه و دشواری آزمایش و عنایت ازلی به کارگرفته است.
پ: هبوط از بهشت و پشیمانی حضرت آدم
وقتی که از بهشت اخراج و به زمین فرود آمدند و به گناه خود اقرار نمودند و پشیمان شدند، خداوند مهربان به آنها لطف کرد. حافظ از این بخش از داستان قرآنی حضرت آدم سود جسته و با رویکردی تلمیحی، این هبوط را نتیجه تقدیر و همچنین پیروی از عقل حسابگر می داند و بر این هبوط و دور شدن از حریم حضرت عشق حسرت می خورد.
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم (غزل: 317)
چنین قفس نه سزای چون من خوش الحانیست
روم به روضۀ رضوان که مرغ آن چمنم (غزل:342)
هش دار که گر وسوسۀ عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان بدر آئی (غزل:494)
در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالاسلام را (غزل:7)
ت: کرامت حضرت آدم و سجده فرشتگان
پس از آفرینش آدم یا نخستین انسان، خداوند به ملائکه دستور داد که در مقابل او سجده کنند، همه ملائکه در مقابل حضرت آدم سجده کردند جز شیطان (بقره: 34)
حافظ کرامت و کامل بودن انسان و برتری او را با استعانت از اشاره ای به این مضمون از داستان قرآنی حضرت آدم، این گونه به تصویر می کشد.
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی (غزل:474)
سید مهدی موسوی – سید فایض درخوش